ای دل سادهی من اون که رفت و تنهات گذاشت دیگه
بسته،دیگه بسته

یاد گرفته ام که دیگر عاشق نشوم به غیر تو!
یادگرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم
مهمتر از همه یاد گرفتم که بایادت زنده باشم وزندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست..... که یاد نگرفته ام ....
که چگونه ... !
برای همیشه خاطراتت را ازصفحه دلم پاک کنم ...
و نمیخواهم که هیچوقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو!!
" فراموش کردنت " را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت !!

شیرین، می گویند از دوری توست نازنینم که این گونه غمگینه غمگینم
می گویند از دوری توست که بارغم به عظمت کوه بیستون بر دوش میکشم
آه شیرین کوه بیستون چیست؟ سنگ هایش در برابر عشق تو چو مشتی خاک
اند و من آنها را بر دوش میکشم و باور کن از کوه عشق تو دلم خونین است
این درد را به کی بگویم ای عزیزترین کسانم شیرین هستیم، نازنینم عشق تو
تیشه ی آوارگی به دستم داد ای نازنینم شیرین فقط با زخمه های تیشه ام است
که عقده های دیرینه دل تنگم را خالی میکنم ای خورد ترینم اونقدر در
بیستون از زبان تیشه ام ناله سر میدهم که با هم در غم دوریت خسته و زار
شیون میکشم می گویند دیشب صدای خسته ی تیشه ام از بیستون به گوش
کسی نرسیده راست می گویند چون به خواب تو آمده بودم تا نازت کنم ای
خورد ترینم ای هستیم شیرین ..........
